ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

186

قصص الانبياء ( فارسى )

كانّه يقول يا مؤمن جادوان در آن ساعت كه آشنا گشتند و مولى را بيافتند چندان قوت پديد آمد مر ايشان را كه عذاب دنيا بدل خويش خوش كردند و هيچ خبر نداشتند از دوستى مولى . پس تو چندين سال از جمله آشنايان بوده‌ى « 1 » و شناخت و محبت مولى در دل داشته‌ى « 1 » بيك محنت كه بدل تو رسد چرا مىنالى و چرا گله ميكنى ازو ؟ پس فرعون ] b 48 [ از خشم بفرمود تا دستها و پايهاشان ببريدند ، و بدار كردند ، و آن كافران بخشم بازگشتند ، و موسى با بنى اسرايل بمصر درآمد بشادى . كانه يقول يا مؤمن عصاى مخلوق چون بدست دوست ما بود چندان عصا و رسنها ناچيز كرد كه هيچ پديد نيامد رحمت و مغفرت ما نامخلوق بدل تست اوليتر كه گناهان ناچيز گرداند و هيچ جاى پديد نيايد . عصاى موسى عليه السلام حق بود و جادوى ايشان باطل ، حقى حق بر باطل غلبه كند باطل در جنب حق ناپديد شد كه ذرهء پديد نيامد . يا مؤمن معصيت تو باطل است و رحمت و مغفرت من حق . چون حق را بر باطل گمارم هرچند باطل بسيار بود همه را ناچيز گرداند و نيست كند ، كه هيچ جاى پديد نيايد . پس فرعون موسى را عليه السّلم تهديد كرد و بازگشت و آنچه رفته بود با ايسه « 2 » بگفت ، و كشتن جادوان را حكايت كرد و گفت موسى را نيز بكشم . آيسه گفت يا فرعون شرم ندارى كه چندين سال بر كفر بودهء چون حجّت و برهان بديدى چرا بارى نگروى « 3 » و آن مسلمانان را چرا كشتى كه گرويده بودند ؟ و نيز مىگويى كه موسى را بكشم . فرعون گفت تو با موسى يكى بودهء . اين

--> ( 1 ) - بودهء ، داشتهء ( 2 ) - در هر دو نسخه و در هر مورد « آيسه » كه همان « آسيه » است ( 3 ) - بازنگردى